دانلود رمان سالومه اثر زهرا درانی



بخشی از این رمان :


باران همراه با دانه های درشت تگرگ به شدّت به شیشه کوبیدهمی شد. از صبح هوا ابری و مه آلود بود. گاهی آن چنان مه می ریخت که حتی راهِ رفتنبه خانه را هم گم میکردی. شدت باران به حدی بود که حتی چند لحظه ای را هم نمیتوانستی برای قدم زدن از ویلا خارج شوی. تمامی درختان جنگل و کوه و دشت حسابی شستهو تمیز و عِطر آگین شده بود و با وجود سردی هوا، سبزی و طراوت خاصی به فضای اطرافبخشیده بود.
ساعت روی پیشخوان شومینه پنج و نیم بعد از ظهر را نشان میداد، ولی با این حال و هوا خیلی زودتر از حد متداول تاریک شده بود. و چقدر اینغروب و تاریکی غم افزا و دلگیر بود ! تنهایی مثل خوره داشت از پا درش می آورد.اعصابش به شدت در هم ریخته بود. غم سنگینی چهره اش را پوشانیده بود. حوصله هیچ چیزو هیچ کس را نداشت. حس می کرد تمام وجودش از نفرت وانزجار پر شده و حتی این همهسکوت و زیبایی جواهرده، این دهکده دنج و آرام و کوچک هم نتوانسته بود اعصاب در همریخته اش را تسکین دهد.
با وجودی که دکترها فوق العاده به او سفارش کرده بودند کهاز محیط شهری و کار و شرکت دور شود و به محیط ییلاقی و دنج شمال برود، اما در حالحاضر فوق العاده از کارش پشیمان شده بود. لااقل آن موقع سرش را با کار و شرکت گرممی کرد، اما حالا به غیر از اینکه پشت این پنجره ویلای لعنتی خودش را محبوس کند،چاره دیگری نداشت.






لینک دانلود رمان سالومه در پایین :





salome